میدونم دوباره دیر آپ کردم
معذرت میخوام که همتونو منتظر گذاشتم.
منو علی گیلانی(همونی که تو پست قبلی بر خلاف
اسمش شنا بلد نبود)و ایمان ریاحی رفته بودیم خون بدیم.
یه هفته پیش رفته بودیم نمونه داده بودیم که مرضی
نداشته باشیم.
از شانس خوب من یه خانومه با شخصیت اومد از من
نمونه بگیره به نام خانومه رحمانی.اومد نشست جلوم
گفت یه انگشتتو بده منم همه انگشتا مو گذاشتم
جلوش خودش یکیشو انتخاب کنه.چشمتون روز بد نبینه که
از قضا انگشت وسطیمو انتخاب کرد.نمی دونم چرا اینو انتخاب
کرد.منم بهش نگفتم آخه چرا این؟
بگذریم
چون مشکلی نداشتیم هفته بعد رفتیم خون بدیم.
رفتیم توو گفت اسمتونو بنویسید.
به این ترتیب اسممونو نوشتیم:
نام: ایمان ریاحی ساعت: 13:5
نام: علی گیلانی ساعت: 13:6
نام: امیر قاسمی ساعت: 13:7
هر چی من نگاه میکردم این خانوم رحمانی و نمیدیدم
تا که نگام افتاد تو چشمای قشنگه ساندیس.
گفتم حالا که خانوم رحمانی نیست ساندیس که هست.
حدود 3 تا ساندیس خوردم البته خانوم رحمانی بیش از 10 تا
ساندیس می ارزید.
صدای یه خانوم بلند شد گفت بیا اینجا.
تو راه که داشتم میرفتم یه ساندیسه دیگهام برداشتم.
گفت به انگشتتو بده گفتم من نمونه داداما گفت این واسه یه
چیز دیگست.
منم باز همه انگشتامو دادم که از قضا این خانومم
همون انگشت وسطیمو انتخاب کرد.
اینبار بهش گفتم شما چرا همتون اینو انتخاب می کنید؟
خانوم رحمانی ام اینو انتخاب کرد.
بیچاره جواب نداشت میگفت یلی حرف می زنیا.
البته ایتا کارایه که من کردم بماند که ایمان و علی چیکار کردن.
که از پایین به بالا زنگ زدن که این 3تارو بغل هم نخوابونید.
علی رفت بالا خون بده.نوبت ایمان شد که گفتن تو کم خونی
نمی تونی خون بدی.نوبت من شد منم رفتم بالا دیدم
علی دراز کشیده.رفتم توو دیدم یه خانومه نسبتا"
با شخصیت که از نظر شخصیت به خانومه رحمانی نمی رسید.
گفت برو روو اون تخت بخواب گفتم میشه روو تخته بغل
دوستم بخوابم گفت نه از پایین زنگ زدن شما بغل هم نخوابید.
تا اینکه حدود 1 ساعت داشتیم خون می دادیم کارمون تموم
شد.رفتم پایین گفت اینجارو امضا کن.
منم الکی گفتم فشارم افتاده باید ساندیس بخورم.
حدود 5 یا 6 تا ساندیس خوردم به 10 تا نرسید که جای خاله
خانوم رحمانی احساس نشه.
پی نوشت: مگذار که یاد مارا طعم تلخ این حقیقت ببرد این
حقیقت است که از دل برود هرانکه از دیده رود.
جک نوشت: سيگاريه ميره لباس فروشي،
ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه: بله.طرف ميگه:
بيزحمت دونخ بدين
جک نوشت2: يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ،
گرگه مياد ميخورتش.

















